نسیم نور
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

اصطلاح "اصلاح ذات البین" به معنی اصلاح ارتباطات و تقویت و تحکیم پیوندها و از میان بردن عوامل و اسباب تفرقه و نفاق است و در اصطلاح قرآنی به معنی آشتی دادن مردم و نیز به معنی از میان برداشتن تباهی و نادرستی در محیط اجتماعی است.

برای بقاء روابط محبت آمیز و ادامۀ زندگی مشترک، آشتی دادن بین دو طرفی که خصومت دارند یک ضرورت اجتماعی است، بخصوص اگر رابطه مذکور میان زن و شوهر در محدودۀ خانواده یا دو طایفه واقع شود. بدیهی است آشتی دادن، تنها در سطح فرد یا افراد اثر نمی‌گذارد ، بلکه سبب انسجام اقشار مختلف جامعه و تحکیم پیوندها میان آنها می‌شود و این خود سبب پیروزی و عزت و اقتدار جامعۀ اسلامی می‌گردد. حضرت رسول (ص) دربیان اهمیت آشتی دادن میان مردم می‌فرماید:‌

«اَلا اُخْبِرُکُمْ بِأفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصّیامِ والصّلوةِ وَالصَّدَقَةِ؟ اِصلاحُ ذاتِ البَیْنِ فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَیْن هِیَ الحالِقَةُ »

«آیا شما را به چیزی با فضیلت‌تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم؟ آن چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم، مهلک و دین برانداز است.»

 با اینکه دروغ گفتن یکی از گناهان کبیره است و دروغگو مورد نکوهش واقع شده است، اما به خاطر اهمیت اصلاح بین مردم اگر کسی بتواند به این وسیله بین دو نفر که با یکدیگر نزاع دارند صفا و صمیمیت ایجاد کند دروغ گفتن برایش جایز است.

 اصلاح ذات البین و ایجاد تفاهم و زدودن کدورتها و تبدیل آنها به صمیمیت و دوستی، یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی است. در تعلیمات اسلامی به اندازه‌ای به این موضوع اهمیت داده شده که به عنوان یکی از برترین عبادات معرفی گردیده است. حضرت امیر (ع) خطاب به فرزندان بزرگوارش می‌نویسد:

«من از جد شما پیامبر (ص) شنیدم که می‌فرمود: اصلاح دادن بین مردم از نماز و روزۀ یکسال برتر است.»

علت این همه تأکید روشن است؛ زیرا عظمت و توانایی و قدرت و سربلندی یک ملت جز در سایۀ‌ تفاهم و تعاون ممکن نیست. اگر مشاجره‌ها و اختلافات اصلاح نشود، ریشۀ عداوت تدریجاً در دلها نفوذ می‌کند و ملتی را به جمعی پراکنده تبدیل می‌سازد که در مقابل هر حادثه‌ای ضعیف می‌گردد و مسائل اصولی اسلام نیز به خطر خواهد افتاد.


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

پیامبر اکرم (ص) هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی بن ابی طالب (ع) را در مکه برای ادای دیون و امانتهای مردم که نزد او بود گذارد و آن شب که به سوی غار حرکت می­کرد، در حالی که مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند، دستور داد علی (ع) در بستر او بخوابد و به او فرمود: پارچه سبز رنگی که من دارم (و به هنگام خواب روی خود می­کشم)، به روی خود بینداز و در بستر من بخواب! ان شاء الله هیچ مکروهی به تو نمی­رسد.

علی (ع) این کار را انجام داد. در این موقع خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانی تر از دیگری قرار دادم . کدام یک از شما زندگی دیگری را بر خود مقدم می­شمارد؟ هر یک از آن دو، حیات خویش را برگزیدند . در این هنگام خداوند به آنها فرمود: چرا شما همانند علی بن ابی طالب (ع) نیستید؟ من میان او و محمد برادری برقرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد! به زمین فرود آیید و او را از دشمنان حفظ کنید . آنها فرود آمدند، جبرئیل بالای سرش و میکائیل پایین پایش بود و جبرئیل صدا می زد: آفرین، آفرین! چه کسی همانند توست ای علی؟ ! خداوند به تو نزد فرشتگان مباهات کرد.

در این هنگام که پیامبر (ص) به سوی مدینه در حرکت بود،  آیه 207 در سوره بقره در شان علی (ع) نازل شد.....

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ﴿۲۰۷﴾

و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است(۲۰۷)

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابوجعفر اسکافی نقل می کند:« داستان خوابیدن علی در رختخواب پیامبر به تواتر اثبات شده است، لذا کسی جز دیوانه یا کافر منکر آن نیست و تمام مفسران نقل کرده اند که آیه مورد نظر در شأن علی بن ابیطالب، در شبی که در رختخواب پیامبر خوابید، نازل شده است .»


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

قرآن کریم هنگامی که از پیامبران یاد می­­کند ، اهتمام فراوانی به بیان واکنش امتها در برابر انبیا دارد و بیان می­کند که مخالفان انبیا برای جلوگیری از پیشرفت کار ایشان با شیوه های گوناگونی به مبارزه می پرداختند:

الف) تحقیر و استهزاء :  نخست گروهی می کوشیدند که شخصیت پیام­آوران الهی را به وسیله تحقیر و استهزاء و توهین و مسخره کردن بکوبند تا توده های مردم نسبت به ایشان بی اعتنا شوند.

ب) تهمت و افتراء : سپس دست به دروغ و افتراء می­زدند و نسبتهای ناروا به ایشان می­دادند و از جمله آنان را سفیه و مجنون می­خواندند و هنگامی که معجزه ای را اظهار می­کردند تهمت سحر و افسون به ایشان می­زدند. چنانکه پیامهای الهی را اساطیر و افسانه  می­نامیدند.

ج) مجادله و مغالطه : هنگامی که فرستادگان خدا با لسان حکمت و استدلال برهانی سخن می­گفتند ، سردمداران کفر مردم را از گوش دادن به سخنان ایشان منع می­کردند و می­کوشیدند توده های مردم را با سخنان آراسته بفریبند و از پیروی انبیا باز دارند و غالباً به روش و منش پیشینیان و نیاکان استناد می­کردند و مال و ثروت خود را به رخ آنان می­کشیدند.گاه بهانه هایی را دستاویز خود قرار می دادند، مثلاً چرا خداوند رسولان را از میان فرشتگان انتخاب نکرده است.

د) تهدید و تطمیع : گاه پیامبران الهی و پیروانشان را به انواع شکنجه و اخراج از شهر و وطن و کشتن تهدید می­کردند.و از سوی دیگر ابزار تطمیع را به­کار می­گرفتند و با صرف اموال هنگفتی مردم را از پیروی انبیا باز می­داشتند.

ه) خشونت و قتل : و سرانجام با دیدن صبر و استقامت انبیا و ناامیدی از تأثیر تبلیغات سوء، اقدام به عملی کردن تهدیداتشان می­کردند ،چنانکه بسیاری از پیامبران خدا را به قتل رساندند.

منبع : آموزش عقاید ، آیت الله مصباح یزدی،سازمان تبلیغات اسلامی

 


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

سیره و روایات تفسیری باقی مانده از کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(س) بسیار ارزشمند است و دست­مایه بسیار مهم برای مفسّران و علاقه‌مندان به تفسیر قرآن به شمار می‌رود.

علی بن عیسی اربلی می‌گوید :  شیخ کمال الدین طلحه گفت: خدای عزّوجلّ به امام حسن مجتبی(س) در تبیین امور و مقاصد اموری که به تدبیر آنها می‌پرداخت، فطرتی تیز و ژرف نگر روزی کرده و برای اصلاح پایه‌ها و مبانی دین، هوشمندی استواری به او بخشیده بود که خمیره آن، سرشار از صور و معانی دانش بود .... پس با اندیشه در خور ستایش و قریحه خود، با رستگاری میوه‌های اهداف دنبال شده را می‌چید، او در مسجد رسول خدا (ص) می‌نشست، مردم در اطرافش حلقه می‌زدند، و سخنانی می‌گفت که سوز عطش سؤال کنندگان را درمان می‌کرد و دستاویز گویندگان مخالف را می‌برید.

به عنوان نمونه، ابوالحسن علی بن احمد واحدی با سند خود، روایت می‌کند که مردی گفت:  "من وارد مسجد مدینه شدم و دیدم مردم دور یک نفر گرد آمده‌اند و او از رسول خدا (ص) سخن می‌گفت. به او گفتم: مرا از تفسیر آیه شریفه "وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُود" ( سوره بروج آیه 3) آگاه کن. گفت: بله، امّا «شاهد»، روز جمعه است و «مشهود»، روز عرفه. از او گذاشتم، و به یک نفر دیگر (که مردم اطرافش بودند و سخن می‌گفت) رسیدم. و همان سؤال را پرسیدم، گفت: بله، امّا «شاهد» ، روز جمعه است  و مشهود، روز عید قربان. از او نیز گذاشتم، و نزد جوانی که صورتش همچون طلای سرخ می‌درخشید و از رسول خدا(ص) سخن می‌گفت، رسیدم و همان سؤال را پرسیدم، گفت: آری، امّا «شاهد»، محمّد(ص) است و «مشهود»، روز قیامت. آیا نشنیدی که خدای سبحان می‌فرماید: «ای پیامبر ! ما تو را شاهد فرستادیم»و نیز فرمود: «آن روز، روزی است که مردم را برای آن گرد می‌آورند و آن، روز «مشهود» است. (که جملگی در آن حاضرند).  پرسیدم: اوّلی کیست؟ گفتند: ابن عبّاس، و پرسیدم: دومی کیست؟ گفتند: ابن عمر، و پرسیدم: سومی کیست؟ گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب(س)، و پاسخ حسن(س) از همه بهتر بود."


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

بی شک در وجود انسان ، غرائز و امیال گوناگونی است که همه آنها برای ادامه حیات او ضرورت دارد : خشم و غضب ، علاقه به خویشتن ، علاقه به مال و امثال اینها و بدون تردید دستگاه آفرینش همه اینها را برای همان هدف تکاملی آفریده است.

اما مهم این است که گاه اینها از حد تجاوز می­کنند و پا را از گلیمشان فراتر می­نهند و از صورت یک ابزار مطیع در دست عقل در می­آیند و بنای طغیان و یاغیگری می­گذارند، عقل را زندانی کرده و بر کل وجود انسان حاکم می­شوند و زمام اختیار او را در دست می­گیرند.این همان چیزی است که از آن به هواپرستی تعبیر می­کنند که از تمام انواع بت­پرستی خطرناکتر است، بلکه بت پرستی نیز از آن ریشه می­گیرد.

در آیات قرآن به عوامل و عواقب هواپرستی اشاره  شده است . ازجمله کفر و بی­ایمانی ، گمراهی از راه خدا ، عدم اجرای عدالت.

هواپرستی مؤثرترین راه نفوذ شیطان است و اگر این شیطان درون یعنی هوای نفس با شیطان برون هماهنگ نشود و در را به روی او نگشاید وارد شدن او غیر ممکن است.

روح آدمی را یا خدا پرمی­کند یا هوی که جمع میان این دو ممکن نیست . هواپرستی سرچشمه غفلت از خدا و خلق خداست و عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است . هواپرستی تمام درهای رحمت و طرق نجات را به روی انسان می­بندد و چه گویا و پرمعنی است حدیثی که از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده :" ما عبدَ تحتَ السماء الهُ أبغض الی الله من الهوی" هرگز در زیر آسمان معبودی مبغوض­تر نزد خدا از هوای نفس پرستش نشده است.

منبع : آیه الله مکارم شیرازی ، یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث، تدوین سید حسین حسینی (با اندکی تصرف و تلخیص)

 


کلمات کلیدی: