نسیم نور
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

اصطلاح "اصلاح ذات البین" به معنی اصلاح ارتباطات و تقویت و تحکیم پیوندها و از میان بردن عوامل و اسباب تفرقه و نفاق است و در اصطلاح قرآنی به معنی آشتی دادن مردم و نیز به معنی از میان برداشتن تباهی و نادرستی در محیط اجتماعی است.

برای بقاء روابط محبت آمیز و ادامۀ زندگی مشترک، آشتی دادن بین دو طرفی که خصومت دارند یک ضرورت اجتماعی است، بخصوص اگر رابطه مذکور میان زن و شوهر در محدودۀ خانواده یا دو طایفه واقع شود. بدیهی است آشتی دادن، تنها در سطح فرد یا افراد اثر نمی‌گذارد ، بلکه سبب انسجام اقشار مختلف جامعه و تحکیم پیوندها میان آنها می‌شود و این خود سبب پیروزی و عزت و اقتدار جامعۀ اسلامی می‌گردد. حضرت رسول (ص) دربیان اهمیت آشتی دادن میان مردم می‌فرماید:‌

«اَلا اُخْبِرُکُمْ بِأفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصّیامِ والصّلوةِ وَالصَّدَقَةِ؟ اِصلاحُ ذاتِ البَیْنِ فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَیْن هِیَ الحالِقَةُ »

«آیا شما را به چیزی با فضیلت‌تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم؟ آن چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم، مهلک و دین برانداز است.»

 با اینکه دروغ گفتن یکی از گناهان کبیره است و دروغگو مورد نکوهش واقع شده است، اما به خاطر اهمیت اصلاح بین مردم اگر کسی بتواند به این وسیله بین دو نفر که با یکدیگر نزاع دارند صفا و صمیمیت ایجاد کند دروغ گفتن برایش جایز است.

 اصلاح ذات البین و ایجاد تفاهم و زدودن کدورتها و تبدیل آنها به صمیمیت و دوستی، یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی است. در تعلیمات اسلامی به اندازه‌ای به این موضوع اهمیت داده شده که به عنوان یکی از برترین عبادات معرفی گردیده است. حضرت امیر (ع) خطاب به فرزندان بزرگوارش می‌نویسد:

«من از جد شما پیامبر (ص) شنیدم که می‌فرمود: اصلاح دادن بین مردم از نماز و روزۀ یکسال برتر است.»

علت این همه تأکید روشن است؛ زیرا عظمت و توانایی و قدرت و سربلندی یک ملت جز در سایۀ‌ تفاهم و تعاون ممکن نیست. اگر مشاجره‌ها و اختلافات اصلاح نشود، ریشۀ عداوت تدریجاً در دلها نفوذ می‌کند و ملتی را به جمعی پراکنده تبدیل می‌سازد که در مقابل هر حادثه‌ای ضعیف می‌گردد و مسائل اصولی اسلام نیز به خطر خواهد افتاد.


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

پیامبر اکرم (ص) هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی بن ابی طالب (ع) را در مکه برای ادای دیون و امانتهای مردم که نزد او بود گذارد و آن شب که به سوی غار حرکت می­کرد، در حالی که مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند، دستور داد علی (ع) در بستر او بخوابد و به او فرمود: پارچه سبز رنگی که من دارم (و به هنگام خواب روی خود می­کشم)، به روی خود بینداز و در بستر من بخواب! ان شاء الله هیچ مکروهی به تو نمی­رسد.

علی (ع) این کار را انجام داد. در این موقع خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانی تر از دیگری قرار دادم . کدام یک از شما زندگی دیگری را بر خود مقدم می­شمارد؟ هر یک از آن دو، حیات خویش را برگزیدند . در این هنگام خداوند به آنها فرمود: چرا شما همانند علی بن ابی طالب (ع) نیستید؟ من میان او و محمد برادری برقرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد! به زمین فرود آیید و او را از دشمنان حفظ کنید . آنها فرود آمدند، جبرئیل بالای سرش و میکائیل پایین پایش بود و جبرئیل صدا می زد: آفرین، آفرین! چه کسی همانند توست ای علی؟ ! خداوند به تو نزد فرشتگان مباهات کرد.

در این هنگام که پیامبر (ص) به سوی مدینه در حرکت بود،  آیه 207 در سوره بقره در شان علی (ع) نازل شد.....

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ﴿۲۰۷﴾

و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است(۲۰۷)

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابوجعفر اسکافی نقل می کند:« داستان خوابیدن علی در رختخواب پیامبر به تواتر اثبات شده است، لذا کسی جز دیوانه یا کافر منکر آن نیست و تمام مفسران نقل کرده اند که آیه مورد نظر در شأن علی بن ابیطالب، در شبی که در رختخواب پیامبر خوابید، نازل شده است .»


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

قرآن کریم هنگامی که از پیامبران یاد می­­کند ، اهتمام فراوانی به بیان واکنش امتها در برابر انبیا دارد و بیان می­کند که مخالفان انبیا برای جلوگیری از پیشرفت کار ایشان با شیوه های گوناگونی به مبارزه می پرداختند:

الف) تحقیر و استهزاء :  نخست گروهی می کوشیدند که شخصیت پیام­آوران الهی را به وسیله تحقیر و استهزاء و توهین و مسخره کردن بکوبند تا توده های مردم نسبت به ایشان بی اعتنا شوند.

ب) تهمت و افتراء : سپس دست به دروغ و افتراء می­زدند و نسبتهای ناروا به ایشان می­دادند و از جمله آنان را سفیه و مجنون می­خواندند و هنگامی که معجزه ای را اظهار می­کردند تهمت سحر و افسون به ایشان می­زدند. چنانکه پیامهای الهی را اساطیر و افسانه  می­نامیدند.

ج) مجادله و مغالطه : هنگامی که فرستادگان خدا با لسان حکمت و استدلال برهانی سخن می­گفتند ، سردمداران کفر مردم را از گوش دادن به سخنان ایشان منع می­کردند و می­کوشیدند توده های مردم را با سخنان آراسته بفریبند و از پیروی انبیا باز دارند و غالباً به روش و منش پیشینیان و نیاکان استناد می­کردند و مال و ثروت خود را به رخ آنان می­کشیدند.گاه بهانه هایی را دستاویز خود قرار می دادند، مثلاً چرا خداوند رسولان را از میان فرشتگان انتخاب نکرده است.

د) تهدید و تطمیع : گاه پیامبران الهی و پیروانشان را به انواع شکنجه و اخراج از شهر و وطن و کشتن تهدید می­کردند.و از سوی دیگر ابزار تطمیع را به­کار می­گرفتند و با صرف اموال هنگفتی مردم را از پیروی انبیا باز می­داشتند.

ه) خشونت و قتل : و سرانجام با دیدن صبر و استقامت انبیا و ناامیدی از تأثیر تبلیغات سوء، اقدام به عملی کردن تهدیداتشان می­کردند ،چنانکه بسیاری از پیامبران خدا را به قتل رساندند.

منبع : آموزش عقاید ، آیت الله مصباح یزدی،سازمان تبلیغات اسلامی

 


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

سیره و روایات تفسیری باقی مانده از کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(س) بسیار ارزشمند است و دست­مایه بسیار مهم برای مفسّران و علاقه‌مندان به تفسیر قرآن به شمار می‌رود.

علی بن عیسی اربلی می‌گوید :  شیخ کمال الدین طلحه گفت: خدای عزّوجلّ به امام حسن مجتبی(س) در تبیین امور و مقاصد اموری که به تدبیر آنها می‌پرداخت، فطرتی تیز و ژرف نگر روزی کرده و برای اصلاح پایه‌ها و مبانی دین، هوشمندی استواری به او بخشیده بود که خمیره آن، سرشار از صور و معانی دانش بود .... پس با اندیشه در خور ستایش و قریحه خود، با رستگاری میوه‌های اهداف دنبال شده را می‌چید، او در مسجد رسول خدا (ص) می‌نشست، مردم در اطرافش حلقه می‌زدند، و سخنانی می‌گفت که سوز عطش سؤال کنندگان را درمان می‌کرد و دستاویز گویندگان مخالف را می‌برید.

به عنوان نمونه، ابوالحسن علی بن احمد واحدی با سند خود، روایت می‌کند که مردی گفت:  "من وارد مسجد مدینه شدم و دیدم مردم دور یک نفر گرد آمده‌اند و او از رسول خدا (ص) سخن می‌گفت. به او گفتم: مرا از تفسیر آیه شریفه "وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُود" ( سوره بروج آیه 3) آگاه کن. گفت: بله، امّا «شاهد»، روز جمعه است و «مشهود»، روز عرفه. از او گذاشتم، و به یک نفر دیگر (که مردم اطرافش بودند و سخن می‌گفت) رسیدم. و همان سؤال را پرسیدم، گفت: بله، امّا «شاهد» ، روز جمعه است  و مشهود، روز عید قربان. از او نیز گذاشتم، و نزد جوانی که صورتش همچون طلای سرخ می‌درخشید و از رسول خدا(ص) سخن می‌گفت، رسیدم و همان سؤال را پرسیدم، گفت: آری، امّا «شاهد»، محمّد(ص) است و «مشهود»، روز قیامت. آیا نشنیدی که خدای سبحان می‌فرماید: «ای پیامبر ! ما تو را شاهد فرستادیم»و نیز فرمود: «آن روز، روزی است که مردم را برای آن گرد می‌آورند و آن، روز «مشهود» است. (که جملگی در آن حاضرند).  پرسیدم: اوّلی کیست؟ گفتند: ابن عبّاس، و پرسیدم: دومی کیست؟ گفتند: ابن عمر، و پرسیدم: سومی کیست؟ گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب(س)، و پاسخ حسن(س) از همه بهتر بود."


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

بی شک در وجود انسان ، غرائز و امیال گوناگونی است که همه آنها برای ادامه حیات او ضرورت دارد : خشم و غضب ، علاقه به خویشتن ، علاقه به مال و امثال اینها و بدون تردید دستگاه آفرینش همه اینها را برای همان هدف تکاملی آفریده است.

اما مهم این است که گاه اینها از حد تجاوز می­کنند و پا را از گلیمشان فراتر می­نهند و از صورت یک ابزار مطیع در دست عقل در می­آیند و بنای طغیان و یاغیگری می­گذارند، عقل را زندانی کرده و بر کل وجود انسان حاکم می­شوند و زمام اختیار او را در دست می­گیرند.این همان چیزی است که از آن به هواپرستی تعبیر می­کنند که از تمام انواع بت­پرستی خطرناکتر است، بلکه بت پرستی نیز از آن ریشه می­گیرد.

در آیات قرآن به عوامل و عواقب هواپرستی اشاره  شده است . ازجمله کفر و بی­ایمانی ، گمراهی از راه خدا ، عدم اجرای عدالت.

هواپرستی مؤثرترین راه نفوذ شیطان است و اگر این شیطان درون یعنی هوای نفس با شیطان برون هماهنگ نشود و در را به روی او نگشاید وارد شدن او غیر ممکن است.

روح آدمی را یا خدا پرمی­کند یا هوی که جمع میان این دو ممکن نیست . هواپرستی سرچشمه غفلت از خدا و خلق خداست و عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است . هواپرستی تمام درهای رحمت و طرق نجات را به روی انسان می­بندد و چه گویا و پرمعنی است حدیثی که از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده :" ما عبدَ تحتَ السماء الهُ أبغض الی الله من الهوی" هرگز در زیر آسمان معبودی مبغوض­تر نزد خدا از هوای نفس پرستش نشده است.

منبع : آیه الله مکارم شیرازی ، یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث، تدوین سید حسین حسینی (با اندکی تصرف و تلخیص)

 


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به اصحاب خود فرمود:فقیر و بینوا کیست؟اصحاب جواب دادند:کسی که درهم و دینار نداشته و دستش از مال دنیا تهی باشد.حضرت فرمود: "آنکه شما می گوئید فقیر و بینوا نیست.بینوا کسی است که در عرصات قیامت بیاید و حق اشخاصی به گردن او باشد.به این طریق که یک نفر را زده و دیگری را ناسزا گفته ، حق شخص ثالثی را ضایع نموده و یا غصب کرده است . اگر حسنات و کار خوبی داشته باشد در قبال حقوق مردم از او می گیرند و به صاحبان حقوق می­دهند و چنانچه حسناتی نداشته باشد از گناهان کسانی که بر این شخص حقی دارند برداشته می­شود و آن گناهان را بر او بار می­کنند و بینوا و فقیر چنین کس است. همین موضوع منظور خداوند تبارک و تعالی در این آیه شریفه است……"


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

یکی از مهمترین مصائب و بیماری های مهمی که از ابتدای خلقت بشر گریبانگیر او بوده و پس از این هم به وفور می­توان شاهد آن بود، معضل مهم و نابود کننده دروغ است. در واقع دروغ در تمام ادوار و اعصار، یک آفت اجتماعی است که باعث ایجاد بسیاری از پستیها و بدیها می گردد، و از این جهت است که اسلام کذب را یکی از گناهان کبیره شمرده است .

امام سجاد (ع ) به فرزندان خویش می فرمود:  "از دروغ کوچک و بزرگ در هر مسئله جدی و شوخی بپرهیزید، زیرا هنگامی که آدمی در مسئله ای کوچک دروغ گفت ، (به دروغ گفتن) برمسئله بزرگ دلیر می شود" .در دروغ گفتن این خاصیت وجود دارد که آدمی را به سوی گناه و اعمال بد وا می دارد و تمام زندگی آدمی را آلوده می­کند.

شخصی به حضور پیامبر( ص) رسید، عرض کرد نماز می خوانم و عمل منافی عفت انجام می دهم، دروغ هم می گویم! کدام را اول ترک گویم؟! پیامبر( ص) فرمود: دروغ، او در محضر پیامبر( ص) تعهد کرد که هرگز دروغ نگوید. هنگامی که خارج شد، وسوسه های شیطانی برای عمل منافی عفت در دل او پیدا شد، اما بلافاصله در این فکر فرو رفت، که اگر فردا پیامبر( ص) از او در این باره سؤال کند چه بگوید، بگوید چنین عملی را مرتکب نشده است، اینکه دروغ است و اگر راست بگوید حد بر او جاری می شود، بدین ترتیب در رابطه با سایر کارهای خلاف این فکر و سپس خود داری و اجتناب از گناه برای او پیدا شد و ترک دروغ سرچشمه ترک همه گناهان او گردید.

زبانی که با راستی یار نیست                            به گیتی کس او را خریدار نیست

 چو خواهی که بخت از تو گیرد فروغ                             زبان را مگردان به گرد دروغ

دروغگو، به نوعی، شخصی منافق است و اساساً ارتباط تنگاتنگی میان دروغ و دورویی است. در دروغگویی شخص برای بازسازی و توجیه رفتارها و کردارهایش و جلب منافعی تلاش می­کند و می­کوشد تا شخصیت کاذبی را به جامعه نشان دهد . در نفاق نیز عامل اصلی و هدفی که موجب می­شود تا فرد به نفاق گرایش یابد ترس از قدرتی است که می­تواند وی را از منفعتی محروم کند و یا فشاری بر او وارد سازد و او را وادار به امری کند که با باورها و اعتقادات وی سازگار نیست.


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ 

در جوامعی که بر محور هوی و هوس می‌گردد ، دستگاه‌های تبلیغاتی آنها در مسیر دامن زدن به همین هوی و هوس‌ها گام بر می‌دارد، روزنامه‌ها مروج فساد می‌شوند، رادیوها بلندگوی آلودگی و انحرافات می‌گردند، و تلویزیون‌ها در خدمت هوی و هوسند، بدیهی است در چنین جوامعی تمیز حق از باطل، و خوب از بد، برای غالب مردم بسیار مشکل است و بی تقوائی سرچشمه این فقدان تشخیص و یا سوء تشخیص است.

یا فی‌المثل در خانواده‌ای که تقوا نیست و کودکان در محیط آلوده پرورش می‌یابند و از همان طفولیت به فساد و بی­بند و باری خومی‌گیرند، در آینده که بزرگ می‌شوند تشخیص نیکی‌ها از بدی‌ها برای آنها مشکل می‌شود. اصولاً بکار افتادن نیروها و انرژی‌ها و هدر رفتن این سرمایه‌ها در راه گناه موجب می‌شود که مردم از نظر درک و اطلاع، در سطحی پائین قرار گیرند و افکار منحطی داشته باشند ،هر چند در صنایع و زندگی مادی پیشروی کنند.

بنابراین بی تقوائی سرچشمه یک نوع ناآگاهی و یا سوءتشخیص است، به همین جهت در دنیای ماشینی امروز جوامعی را مشاهده می‌کنیم که از نظر علم و صنعت بسیار پیشرفته­اند ولی در زندگی روزانه خود چنان گرفتار نابسامانی‌ها و تضادهای وحشتناکی هستند که انسان را در تعجب فرو می‌برد.


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ 

خداوند در قرآن به همه فرزندان آدم، هشدار می‌دهد، که مراقب فریبکاری شیطان باشند، زیرا شیطان سابقه دشمنی خود را با پدر آنها نشان داده و همانطور که لباس بهشتی را بر اثر وسوسه‌ها از اندام او بیرون کرد، ممکن است لباس تقوا را از اندام ایشان بیرون نماید و در سوره یس، برای شناسایی هر چه بیشتر این دشمن قدیمی خطرناک می‌گوید: او افراد زیادی از شما را گمراه کرد، آیا اندیشه نکردید؟! (و لقد اضل منکم جبلاً کثیراً افلم تکونوا تعقلون).

            عقل سلیم ایجاب می‌کند که انسان از چنین دشمن خطرناکی که به هیچ انسانی رحم نمی‌کند و قربانیانش در هر گوشه و کناری از خاک هلاکت افتاده‌اند سخت بر حذر باشد، و آنی به خود اجاز غفلت ندهد. چنانکه امیر مؤمنان علی (ع) در یکی از خطبه‌هایش برای توجه به این حقیقت، مردم را مخاطب ساخته می‌گوید:

            "ای بندگان خدا! از این دشمن خدا بر حذر باشید، مبادا شما را به بیماری خویش (کبر و غرور) مبتلا سازد، و با ندای خود شما را به حرکت در آورد، و به وسیله لشکریان سواره و پیاده‌اش شما را جلب کند، به جان خودم سوگند او تیری خطرناک برای شکار کردن شما به چله‌کمان گذاشته. و آن را با قدرت و شدت تا سر حد توانائی کشیده، و از نزدیک‌ترین مکان شما را هدف قرار داده!، هم او گفته است: پروردگارا به سبب آن که مرا اغوا کرده‌ای زرق و برق زندگی را در چشم آنها جلوه می‌دهم، و همه آنها را اغوا خواهم کرد (در حالی که خداوند سبب گمراهیش نبود بلکه هوای نفسش او را گمراه ساخته) "(نهج البلاغه ، خطبه 192)

و راستی عجیب است که چنین دشمنی را به دوستی برگزینیم، و به گفته شاعر:

کجا بر سر آیم از این عار و ننگ                           که با او به صلحیم و با حق به جنگ؟

او دشمنی است که از هر طرف به انسان هجوم می‌کند، چنانکه خودش می‌گوید: (ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم) من از هر سو به سراغ فرزندان آدم می‌روم، از پیش رو، از پشت سر، از سمت راست و از سمت چپ.

            از امام باقر(ع) نقل شده : " منظور از آمدن شیطان به سراغ انسان از پیش رو این است که آخرت و جهانی را که در پیش دارد در نظر او سبک و ساده جلوه می‌دهد، و منظور از پشت سر این است که آنها را به گردآوری اموال و تجمع ثروت و بخل از پرداخت حقوق واجب به خاطر فرزندان و وارثان دعوت می‌کند، و منظور از طرف راست این است که امور معنوی را به وسیله شبهات و ایجاد شک و تردید، ضایع می‌سازد، و منظور از طرف چپ این است که لذات مادی و شهوات را در نظر آنها جلوه می‌دهد."


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ 

خوارج از جاهل ترین، متعصب ترین، پرخاشگرترین و خشن ترین افراد نسبت به حضرت علی(ع) بودند، که به هیچ وجه حاضر به پذیرش و تسلیم در مقابل سخنان حق امام علی(ع) نشدند. آنها اشکالاتی به حضرت علی(ع) وارد می کردند و امام(ع) با دقت به تمام اشکالات آنها پاسخ می داد. اعتراضات خوارج حدود شش ماه طول کشید و حضرت در مقابل آنها فقط به ارشاد و هدایت آنان می­پرداخت. آنها در اعتراضهای خود به هیچ وجه رعایت ادب را نمی­کردند و از ناسزاگویی، هتاکی و ... نسبت به امام(ع) خودداری نمی­کردند. با این حال حضرت علی(ع) در مقابل آنان در نهایت بردباری و تحمل رفتار می­کرد و از هر گونه اقدام خشونت باری که به تحریک احساسات آنها بیانجامد، به شدت پرهیز می­نمود و تنها زمانی به نبرد با آنها پرداخت که در مقابل حضرت به جنگ و خونریزی و حرکت مسلحانه اقدام کردند. امیر مؤمنان(ع) در مقابل آنها همانند پدری مهربان در نهایت عطوفت، مهربانی و رحمت رفتار می­کرد تا در حدّ امکان آنان را هدایت کند و از گمراهی نجات بخشد و با همین روش توانست دو سوم آنها را جدا کند و تنها با یک سوم باقیمانده مجبور به نبرد شد.

از اقدامات خوارج در مخالفت با حکومت حضرت علی علیه السلام این بود که با حضوردر مسجد و عدم شرکت در نماز، مخالفت خود را اظهار می­کردند و هنگام اقامه نماز به دادن شعارهای تند می­پرداختند. یک روز که امام(ع) در حال اقامه نماز جماعت بود، عبدالله بن کواء با صدای بلند این آیه را تلاوت کرد": و لقد اوحی الیک و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطنّ عملک و لتکوننّ من الخاسرین؛ (هر آینه به تو و به پیامبران پیش از تو وحی شد که اگر شرک ورزی، عملت تباه می شود و از زیانکاران خواهی بود)

امام(ع) سکوت کرد تا وی آیه را تمام کرد، آنگاه نماز را ادامه داد. با شروع امام(ع) به قرائت ، ابن کواء بار دیگر همان آیه را تلاوت کرد و امام مانند گذشته سکوت کرد. سرانجام پس از اینکه چند بار این عمل تکرار شد امام(ع)  این آیه را تلاوت کرد: " فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنّک الذین لا یؤمنون  (صبر کن به درستی که وعده خدا حق است و کارهای افراد غیر مؤمن تو را خشمگین نسازد)

با تلاوت این آیه ابن کواء ساکت شد و حضرت نماز را به پایان رساند.


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ 

در حدیثی آمده است که روزی صفیه دختر حی ابن اخطب ، همان زن یهودی که بعد از ماجرای فتح خیبر مسلمان شد و به همسری پیامبر اسلام درآمد، در حالی که اشک می­ریخت ، خدمت پیامبر رسید. پیامبر از ماجرا پرسید . گفت:  عایشه مرا سرزنش می­کند و می­گوید: ای یهودی زاده ! پیامبر فرمود : چرا نگفتی پدرم هارون است و عمویم موسی و همسرم محمد.در اینجا بود که این آیه نازل شد.....


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ 

از مطالعه آیات و سخن معصومان می‌توان به برخی فلسفه‌های امتحان و آزمایش الهی اشاره نمود:

1ـ فعلیت بخشیدن و آشکار نمودن استعدادها و قابلیت‌های انسان:

یکی از فلسفه‌های آزمایش الهی ، پرورش استعدادهای نهفته انسان و برآمدن گوهرهای درونی است. آدمی در کوران آزمایش الهی همانند سنگ معدنی می‌ماند که در کوره‌های آتشین نهاده می‌شود تا ناخالصی آن جدا گردد و دُرّ گرانبهای او آشکار شود.اگر امتحان و آزمایش در کار نبود، کمال‌های نهفتة درون افراد به صورت گنج پنهانی باقی می‌ماند و خود را نشان نمی‌داد.

2ـ تعیین فرجام

امتحان همان گونه که برای شکوفایی استعداد انسانی در امور دنیایی سودمند است، برای تعیین فرجام هم نقش مؤثری دارد. با آزمایش و امتحان‌های الهی، هدف افراد مشخص می‌شود. کافران چون از عهده امتحان بر نمی‌آیند، راه جهنم را که به ظاهر راه راحتی است، انتخاب می‌کنند، ولی مؤمنان در راه هدف، استقامت کرده ، سختی‌های آزمایش و امتحان را تحمل می‌کنند و در آخرت به بهشت نائل می‌شوند.

3ـ تبیین مقیاس پاداش‌ها و کیفرها

شکی نیست تنها داشتن صفات درونی مقیاس پاداش و کیفر نیست، بلکه تا صفات نیک و بد آدمی ظاهر نشود، هرگز نمی‌توان فردی را به سبب صفات درونی او کیفر و پاداش داد. صفات به وسیله رفتارها و کردار آدمی آشکار می‌گردد و ظهور آن بدون این که انسان در بوته آزمایش و امتحان قرار گیرد، امکان‌پذیر نیست، و این خود یکی از انگیزه‌های امتحان خداوند است که در سخنان امام علی(ع) وارد شده است: « آگاه باشید خداوند پرده از اسرار درون بندگان با آزمایش‌های خود، برداشت، نه به خاطر این که از آن چه انسان‌ها در درون پنهان داشته‌اند و از اسراری که فاش نکرده‌اند، بی‌خبر باشد، بلکه برای این بود که آنان را در معرض امتحان آورد، تا کدام یک عمل نیکوتر انجام می‌دهند تا پاداش و کیفر، مفهوم صحیح داشته باشد»

4ـ تمایز میان انسان‌های پاک و ناپاک و مدعیان حقیقی از مدعیان دروغین

انگیزه دیگری که در آیات به آن اشاره شده، جداسازی خوب از بد و بد از خوب است. در جامعه‌ای که همه گروه‌ها خود را مدّعی اصلاح و نیکوکاری می‌دانند و به ظاهر از آن دفاع می‌کنند، بهترین ابزار برای شناساندن چهرة واقعی افراد، آزمایش و امتحان الهی است.


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢ 

یکى از حکماى راستین و بزرگ تاریخ, حضرت لقمان(ع) است که نامش در قرآن دو بار با عظمت یاد شده و یک سوره قرآن به نام او است. خداوند او را در قرآن براین اساس یاد کرده که فرزندش را به ده اندرز بسیار مهم و سرنوشت ساز نصیحت کرده, و این نصایح در ضمن پنج آیه سوره لقمان ذکر شده است.

کنیه لقمان ابوالاسود است , او در سرزمین نوبه ،واقع در کشور سودان ،چشم به جهان گشود. بنابراین قیافه تیره و متمایل به سیاه داشت, و تاریخ نویسان او را به عنوان فردی سیاه چهره با لب هاى ستبر و درشت, و قدم هاى بلند یاد کرده اند. بعضى او را از اهالى (ایله) که شهرى بندرى در کنار دریا, نزدیک مصر, در سرزمین فلسطین بوده دانسته اند.

لقمان نظر به این که عمر طولانى کرد, با پیامبران بسیار (طبق بعضى از احادیث تا چهارصد پیامبر) دیدار کرده است. به عقیده بعضى چند سال قبل از تإسیس حکومت حضرت داود(ع), و به نظر بعضى ده سال پس از حکومت داود(ع) متولد شد, و عمر او تا عصر پیامبرى حضرت یونس(ع) ادامه یافت. او در عصر نبوت و حکومت حضرت داود (ع) همراه آن حضرت به جنگ جالوت رفت, و در کشتن جالوت که طاغوت آن عصر بود, شرکت داشت. عمرش را از دویست تا 560 سال, و از هزار تا 3500 سال نوشته اند, در عین حال بسیار زاهد بود, و دنیا را به اندازه عبور از سایه اى به سایه دیگر در نزدیک آن مى دانست.

او مدتى چوپان و برده قین بن حسر از ثروتمندان بنى اسرائیل بود, سپس بر اثر بروز حکمت هاى سرشار نظرى و عملى از او, از طرف اربابش آزاد شد. به نظر مى رسد لقمان(ع) بیشتر عمرش را در خاورمیانه, به خصوص در فلسطین و بیت المقدس گذرانده است, و نقل شده که قبرش در ایله (یکى از بندرهاى فلسطین) است .

در قرآن تنها بخش کوچکى از نصایح لقمان(ع) آمده, وگرنه او نصایح و پندهاى بسیار دارد که در کتب روایى ما از امامان(ع) و پیامبر(ص) روایت شده, که گردآورى همه آنها داراى چند جلد کتاب خواهد شد.

در آیه 12 سوره لقمان مى خوانیم: «و لقد آتینا لقمان الحکمه; ما به لقمان حکمت دادیم.» این آیه بیانگر آن است که خداوند، حکیم بودن لقمان را امضا کرده و او را از حکمت سرشارش, بهره مند ساخته است. پیامبر اسلام(ص) فرمود:« به حق مى گویم که لقمان, پیامبر نبود, ولى بنده اى بود که بسیار فکر مى کرد, ایمان و یقینش عالى بود, خدا را دوست داشت, و خدا نیز او را دوست داشت, و نعمت حکمت را به او عنایت فرمود. » حضرت على(ع) سلمان را به لقمان تشبیه کرد, و در شأن او فرمود: «به به, به مقام سلمان, او از ما اهل بیت است, شما در کجا مانند سلمان را مى یابید که مثل لقمان حکیم است و از علم پیشینیان و آیندگان آگاهى دارد».

منبع: حجه الاسلام محمد محمدی اشتهاردی ، ماهنامه پاسدار اسلام ،  شماره 237


کلمات کلیدی:
 
نسیم نور
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ 

در ارزیابى عمل نیک دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: یکى مربوط به مکاتب مادى است، یعنى افرادى که به مسایل اجتماعى از دیدگاه « منهاى مذهب » مى نگرند، دیگرى از آن انسانهایى است که رضاى خدا را محور فعالیتهاى اجتماعى مى دانند. در دیدگاه اول ، واقعیت عمل نیک ، یک چیز بیش نیست و آن کارى است که گره از جامعه بگشاید، خواه انگیزه آن خدمت به خلق باشد یا خودنمایى و ظاهر سازى ، و کسب رضاى مردم براى نیل به مقامات و مناصب دنیوى. در این مکتب، انگیزه هر چند هم آلوده و نفسانى باشد ضررى به زیبایى عمل نمى زند و همواره مورد ستایش است. اما در دیدگاه دوم معیار عمل نیک دو چیز است :یکی زیبایی خود عمل و کارگشایی آن برای جامعه و دیگری انگیزه عمل که کاملا الهى و یا لااقل انسانى باشد. با اجتماع این دو شرط، مى توان عمل را نیک و فرد را نیکوکار دانست .

     در این نقطه برترى مکتب تربیتى قرآن بر دیگر مکاتب روشن مى گردد، مکاتب "منهاى مذهب " ظاهر­بین و زودگذرند. با چهره عمل سر و کار دارند، نه با ریشه آن ، در حالى که در اسلام هم رویه عمل و هم ریشه آن مطرح است.

     با توجه به این اصل ، قرآن به نکوهش انفاق ریایى مى­پردازد، انفاقى که ظاهرش کاملاً آراسته ،ولى در باطن آلوده است. لذا مرد ریاکار در روز رستاخیز از عمل خود بهره نمى گیرد ، زیرا ریشه در قلب و روح او نداشته است ، و چون انگیزه او جلب رضای مردم و سپس نیل به مناصب دنیوى است، در همین دنیا به پاداش عمل خویش ‍ مى­رسد و دیگر حق ندارد در روز قیامت از خدا طلب پاداش نماید.

      ریا دام گسترده برای کسانی است که شیطان از جذب آنان به گناه از جرائم ظاهرى مأیوس مى­گردد. لذا  وی را متوجه درون می­کند و آنجا را نقطه فعالیت خود قرار مى­دهد و چون فرد لذت عبودیت و پیوستگى به کمال مطلق را نچشیده ، تحسین و تمجید مردم و ستایشگرى هاى آنان در کام او شیرین مى­آید . با اوج گیرى این روح ، فرد کم کم از مرز معنویت دور شده، به حریم گناه نزدیک مى­گردد و اینجاست که انگیزه او در کار نیک به جاى رضای خدا و یا پاداشهاى اخروى ، همان شهرت و ستایش مردم مى­گردد، و عمل صالح در نظر او، جز پلی براى کسب جاه و مقام ، و تحصیل شهرت و موقعیت حقیقت دیگرى ندارد.

     در رژیم گذشته ، در یکى از شهرهاى جنوب ، شهردار ریاکارى بود که در جاى چمن هاى فلکه بزرگ شهر، گل­کارى نکرده بود، اتفاقا گزارش رسید که طاغوت وقت ، عازم جنوب است و از آن نقطه عبور خواهد کرد، شهردار ریاکار یک روز پیش از ورود طاغوت ، گل­هایى را از گل­فروشى­ها خرید و بر زمین چمن نشاند تا لحظه­اى توجه ارباب خود را جلب کند، آنگاه پس از دو روز گلها افسرده شد و چمن ، آرایش دروغین خود را از دست داد. من پس از شنیدن این جریان به یاد آیه­ای از قرآن افتادم که عمل ریاکار را به شکل عمل آن شهردار ریاکار توصیف مى­کند و روشن مى­سازد که عمل ریاکاران کاملا بى عمق و بى ریشه است ، در حالى که کارهاى الهى کاملا عمیق و ریشه دار مى­باشند.

 

مأخذ :

«مثل­های آموزنده قرآن» ، تألیف آیه­الله جعفر سبحانی( با اندکی تصرف و تلخیص)


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ 

با سلام

از تمام دوستانی که با نظرات انرژی بخش خود ما را یاری نموده اند کمال تشکر را دارم.

امید آن را داریم تا دید تمام دانشجویان عزیزمان نسبت به جامعه اطرافشان چنین باشد.

یعنی با امید و مهربانی.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ 

باسلام

دوستان عزیز از امروز به مناسبت حلول ماه برکت و رحمت خداوند از روز شنبه تا 4 هر روز یک مطلب برای مطالعه عزیزان می گذاریم. که تا آخر ماه 21 مطلب با عنوان نسیم نور ارائه خواهد شد.

از دوستان نیز خواهشمند است در صورتی که مطلب زیبایی برای ارائه دارند برای دوستان خود بفرستند.


کلمات کلیدی: