نسیم نور
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ 

در ارزیابى عمل نیک دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: یکى مربوط به مکاتب مادى است، یعنى افرادى که به مسایل اجتماعى از دیدگاه « منهاى مذهب » مى نگرند، دیگرى از آن انسانهایى است که رضاى خدا را محور فعالیتهاى اجتماعى مى دانند. در دیدگاه اول ، واقعیت عمل نیک ، یک چیز بیش نیست و آن کارى است که گره از جامعه بگشاید، خواه انگیزه آن خدمت به خلق باشد یا خودنمایى و ظاهر سازى ، و کسب رضاى مردم براى نیل به مقامات و مناصب دنیوى. در این مکتب، انگیزه هر چند هم آلوده و نفسانى باشد ضررى به زیبایى عمل نمى زند و همواره مورد ستایش است. اما در دیدگاه دوم معیار عمل نیک دو چیز است :یکی زیبایی خود عمل و کارگشایی آن برای جامعه و دیگری انگیزه عمل که کاملا الهى و یا لااقل انسانى باشد. با اجتماع این دو شرط، مى توان عمل را نیک و فرد را نیکوکار دانست .

     در این نقطه برترى مکتب تربیتى قرآن بر دیگر مکاتب روشن مى گردد، مکاتب "منهاى مذهب " ظاهر­بین و زودگذرند. با چهره عمل سر و کار دارند، نه با ریشه آن ، در حالى که در اسلام هم رویه عمل و هم ریشه آن مطرح است.

     با توجه به این اصل ، قرآن به نکوهش انفاق ریایى مى­پردازد، انفاقى که ظاهرش کاملاً آراسته ،ولى در باطن آلوده است. لذا مرد ریاکار در روز رستاخیز از عمل خود بهره نمى گیرد ، زیرا ریشه در قلب و روح او نداشته است ، و چون انگیزه او جلب رضای مردم و سپس نیل به مناصب دنیوى است، در همین دنیا به پاداش عمل خویش ‍ مى­رسد و دیگر حق ندارد در روز قیامت از خدا طلب پاداش نماید.

      ریا دام گسترده برای کسانی است که شیطان از جذب آنان به گناه از جرائم ظاهرى مأیوس مى­گردد. لذا  وی را متوجه درون می­کند و آنجا را نقطه فعالیت خود قرار مى­دهد و چون فرد لذت عبودیت و پیوستگى به کمال مطلق را نچشیده ، تحسین و تمجید مردم و ستایشگرى هاى آنان در کام او شیرین مى­آید . با اوج گیرى این روح ، فرد کم کم از مرز معنویت دور شده، به حریم گناه نزدیک مى­گردد و اینجاست که انگیزه او در کار نیک به جاى رضای خدا و یا پاداشهاى اخروى ، همان شهرت و ستایش مردم مى­گردد، و عمل صالح در نظر او، جز پلی براى کسب جاه و مقام ، و تحصیل شهرت و موقعیت حقیقت دیگرى ندارد.

     در رژیم گذشته ، در یکى از شهرهاى جنوب ، شهردار ریاکارى بود که در جاى چمن هاى فلکه بزرگ شهر، گل­کارى نکرده بود، اتفاقا گزارش رسید که طاغوت وقت ، عازم جنوب است و از آن نقطه عبور خواهد کرد، شهردار ریاکار یک روز پیش از ورود طاغوت ، گل­هایى را از گل­فروشى­ها خرید و بر زمین چمن نشاند تا لحظه­اى توجه ارباب خود را جلب کند، آنگاه پس از دو روز گلها افسرده شد و چمن ، آرایش دروغین خود را از دست داد. من پس از شنیدن این جریان به یاد آیه­ای از قرآن افتادم که عمل ریاکار را به شکل عمل آن شهردار ریاکار توصیف مى­کند و روشن مى­سازد که عمل ریاکاران کاملا بى عمق و بى ریشه است ، در حالى که کارهاى الهى کاملا عمیق و ریشه دار مى­باشند.

 

مأخذ :

«مثل­های آموزنده قرآن» ، تألیف آیه­الله جعفر سبحانی( با اندکی تصرف و تلخیص)


کلمات کلیدی: