از مطالعه آیات و سخن معصومان میتوان به برخی فلسفههای امتحان و آزمایش الهی اشاره نمود:
1ـ فعلیت بخشیدن و آشکار نمودن استعدادها و قابلیتهای انسان:
یکی از فلسفههای آزمایش الهی ، پرورش استعدادهای نهفته انسان و برآمدن گوهرهای درونی است. آدمی در کوران آزمایش الهی همانند سنگ معدنی میماند که در کورههای آتشین نهاده میشود تا ناخالصی آن جدا گردد و دُرّ گرانبهای او آشکار شود.اگر امتحان و آزمایش در کار نبود، کمالهای نهفتة درون افراد به صورت گنج پنهانی باقی میماند و خود را نشان نمیداد.
2ـ تعیین فرجام
امتحان همان گونه که برای شکوفایی استعداد انسانی در امور دنیایی سودمند است، برای تعیین فرجام هم نقش مؤثری دارد. با آزمایش و امتحانهای الهی، هدف افراد مشخص میشود. کافران چون از عهده امتحان بر نمیآیند، راه جهنم را که به ظاهر راه راحتی است، انتخاب میکنند، ولی مؤمنان در راه هدف، استقامت کرده ، سختیهای آزمایش و امتحان را تحمل میکنند و در آخرت به بهشت نائل میشوند.
3ـ تبیین مقیاس پاداشها و کیفرها
شکی نیست تنها داشتن صفات درونی مقیاس پاداش و کیفر نیست، بلکه تا صفات نیک و بد آدمی ظاهر نشود، هرگز نمیتوان فردی را به سبب صفات درونی او کیفر و پاداش داد. صفات به وسیله رفتارها و کردار آدمی آشکار میگردد و ظهور آن بدون این که انسان در بوته آزمایش و امتحان قرار گیرد، امکانپذیر نیست، و این خود یکی از انگیزههای امتحان خداوند است که در سخنان امام علی(ع) وارد شده است: « آگاه باشید خداوند پرده از اسرار درون بندگان با آزمایشهای خود، برداشت، نه به خاطر این که از آن چه انسانها در درون پنهان داشتهاند و از اسراری که فاش نکردهاند، بیخبر باشد، بلکه برای این بود که آنان را در معرض امتحان آورد، تا کدام یک عمل نیکوتر انجام میدهند تا پاداش و کیفر، مفهوم صحیح داشته باشد»
4ـ تمایز میان انسانهای پاک و ناپاک و مدعیان حقیقی از مدعیان دروغین
انگیزه دیگری که در آیات به آن اشاره شده، جداسازی خوب از بد و بد از خوب است. در جامعهای که همه گروهها خود را مدّعی اصلاح و نیکوکاری میدانند و به ظاهر از آن دفاع میکنند، بهترین ابزار برای شناساندن چهرة واقعی افراد، آزمایش و امتحان الهی است.