بی شک در وجود انسان ، غرائز و امیال گوناگونی است که همه آنها برای ادامه حیات او ضرورت دارد : خشم و غضب ، علاقه به خویشتن ، علاقه به مال و امثال اینها و بدون تردید دستگاه آفرینش همه اینها را برای همان هدف تکاملی آفریده است.
اما مهم این است که گاه اینها از حد تجاوز میکنند و پا را از گلیمشان فراتر مینهند و از صورت یک ابزار مطیع در دست عقل در میآیند و بنای طغیان و یاغیگری میگذارند، عقل را زندانی کرده و بر کل وجود انسان حاکم میشوند و زمام اختیار او را در دست میگیرند.این همان چیزی است که از آن به هواپرستی تعبیر میکنند که از تمام انواع بتپرستی خطرناکتر است، بلکه بت پرستی نیز از آن ریشه میگیرد.
در آیات قرآن به عوامل و عواقب هواپرستی اشاره شده است . ازجمله کفر و بیایمانی ، گمراهی از راه خدا ، عدم اجرای عدالت.
هواپرستی مؤثرترین راه نفوذ شیطان است و اگر این شیطان درون یعنی هوای نفس با شیطان برون هماهنگ نشود و در را به روی او نگشاید وارد شدن او غیر ممکن است.
روح آدمی را یا خدا پرمیکند یا هوی که جمع میان این دو ممکن نیست . هواپرستی سرچشمه غفلت از خدا و خلق خداست و عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است . هواپرستی تمام درهای رحمت و طرق نجات را به روی انسان میبندد و چه گویا و پرمعنی است حدیثی که از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده :" ما عبدَ تحتَ السماء الهُ أبغض الی الله من الهوی" هرگز در زیر آسمان معبودی مبغوضتر نزد خدا از هوای نفس پرستش نشده است.
منبع : آیه الله مکارم شیرازی ، یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث، تدوین سید حسین حسینی (با اندکی تصرف و تلخیص)