یک نسل اولی صندوق قرضالحسنه دانشجویان ایران:
سرمایه اولیه صندوق 100هزارتومان بود و نخستین وامی اعطایی صندوق20هزارتومان بود
1- ابتدا پس از معرفی کامل خود بفرمایید از چه زمانی وارد صندوق قرض الحسنه دانشجویان ایران شدید؟
علی فهیمی هستم و مدرک کارشناسی مدارک پزشکیام را از دانشگاه علوم پزشکی تهران دریافتکردهام. کار دانشجویی را از زمان ورودم به دانشگاه شروع کردم. کار کردن در محیط دانشگاه همیشه برایم بسیار جذاب بوده و اولین کار دانشجوییام را از بخش طبورزشی مدیریت تربیت بدنی دانشگاه علوم پزشکی تهران شروع کردم، آن کار هیجانی را که من انتظارش را داشتم برآورده نکرد. یک ماه بعد در آذرماه 1379 از طریق دوستانم در دانشکده پیراپزشکی با صندوق قرض الحسنه دانشجو(صندوق فعلی) آشنا شدم و همکاری خود را با صندوق آغاز کردم.
2- در آن زمان انگیزه شما برای همکاری با صندوق چه بود؟
همانطوری که قبلاً هم گفتم هیجان کار و نوع کار برای من مهمتر از بحث مالی بود. افراد وقتی که وارد دانشگاه میشوند به دنبال این هستند که خود را ثابت کنند، دوست دارند روی پای خود بایستند و درآمدی هرچند کم و اندک برای خود داشته باشند. من این در آمد را می توانستم از طریق کار در طبورزشی داشته باشم ولی هیجانی که من دنبال آن بودم در آنجا نبود. محیطی آرام و بدون هیچ گونه هیاهو و نشاط، ولی وقتی از دوستانم که دانشجویان سالهای بالاتر بودند شنیدم که یک گروه دانشجویی در دانشکده پزشکی با سرمایه ای اندک و بدون فضای ثابت و محیط فیزیکی موجود، صندوق قرض الحسنهای را راهاندازی کرده و به ثبت رساندهاند و هر روز در یکی از اتاقهای سالن شهدای دانشکده پزشکی مستقر شده و برای دانشجویان حساب افتتاح کرده و به آنها وام می دهند، انگار نیروی تازه ای در من به وجود آمد. جذابیت موضوع در این بود که در این کار، یک دانشجو میتوانست به دوستان خود وام بدهد و گرهای از مشکلات همسن و سالیهایش باز کند! آهسته آهسته من در مورد این صندوق اطلاعات جمع کردم و تقریباً یک ماه بعد توانستم به عنوان یک همکار به گروه آنها اضافه شوم. شوق این که بتوانم با این گروه دانشجو همکاری کنم تمام ذهنم را پرکرده بود. در آن زمان این اتفاق مهمی در زندگی کاری و تحصیلی من بود. احساس می کردم که انسان مهمی هستم نه از این نظر که درآمدی دارم، خودتان که بهتر می دانید کار دانشجویی یعنی کار کردن بدون مزد یعنی آنقدر حقوق آن کم است که اصلا نمی شود آنرا به عنوان درآمد به حساب آورد، بلکه از این نظر که کار مهمی پیدا کردهبودم که در این کار می توانستم به حل بخشی از مشکلات مالی دانشجویان، کمک کنم. حتی فکر کردن به این موضوع هم برایم خوشایند بود.
3- آیا شناخت قبلی از این فعالیت داشتید؟
اگر منظور شما شناخت از فعالیتهای مالی است باید بگویم که در حد همه مردم عادی در همان حدی که با بانک سر و کار داشته ام ولی اگر منظور شما از شناخت این است که در مورد صندوق دانشجو شناخت داشتم باید بگویم شناخت من از زمانی شروع شد که فعالیتهای کاری آنها را زیر نظر داشتم و زمانی این اطلاعات کامل شد که با آقای دکتر شریفیان مدیر اجرایی آن زمان صندوق آشنا شدم. ایشان تمام تاریخچه صندوق را از روزی که به ذهن دانشجویان رسید تا وقتی که به عنوان یک موسسه غیر تجاری به ثبت رسید برایم گفتند.
4- صندوق دانشجویان ایران کار خود را از کجا شروع کرد؟
در سال 1377 این صندوق کار قانونی خود را با ثبت به عنوان یک موسسه غیر تجاری آغاز کرد.در آن زمان سه دانشجوی پزشکی تمام سرمایه نقدی خود را روی هم گذاشتند و مبلغ 100هزار تومان پول سرمایه اولیه صندوق را مهیا کردند. اعضای بعدی صندوق از میان دانشجویان و دیگر دوستان آنها بودند که عضو این صندوق شدند و حساب پنج هزار تومانی باز کردند. تا سال 1379، صندوق هیچ جای مشخصی نداشت مسئول صندوق با کارکنان دانشگاه صحبت می کرد و از آنها اجازه می گرفت که در کنار میز آنها کار خود را انجام دهد. در دانشگاه اعلام می کرد که فردا صندوق دانشجویان در سالن شهدا اتاق سوم به دانشجویان سرویس می دهد و آنها نیز به آن مکان مراجعه می کردند. در دو سال اول کار خود جمعاً 500 عضو داشت که بیشتر از دانشجویان دانشکده پزشکی و دانشجویان خوابگاهی بودند.
5- آیا در آن زمان صندوق مشابهی نیز در دانشگاه وجود داشت؟
تا سال 1380 که هیچ صندوق مشابهی در دانشگاه وجود نداشت ولی بعد از آن صندوق باقر العلوم در داخل دانشگاه تهران تأسیس شد.
از سختی های کار تان بگویید؟
هدف راه اندازی صندوق احیاء سنت زیبای قرض الحسنه بود. این فرهنگ میان عامه مردم از جایگاه خاصی برخوردار است . هدف ما هم در اصل ترویج همین سنت حسنه در دانشگاه بود ولی خوب کمی هم نگران برگشت اقساط وامهای پرداختی بودیم به همین دلیل در زمان اعطای وام مجبور بودیم کمی سختگیری کنیم، که به همین دلیل کمی کار مشکل بود زیرا دانشجویی که رتبه تک رقمی ویا دورقمی کنکور را دارد کمتر قبول میکرد که از یک صندوق دانشجویی وام 20 هزار تومانی یا 60 هزار تومانی بگیرد و برای گرفتن این مبلغ ضامن هم بیاورد یا فرم خاصی را کامل کند یا اینکه بر روی فرم اثر انگشت خود را بگذارد. باید با احتیاط تمام با دانشجویان رفتار میکردیم که احساس ناراحتی نکنند و شخصیتشان زیر سوال نرود. در آن زمان نحوه برخورد با دانشجویان و مشتریان از سختترین مراحل کار بود. از طرفی نبود مکان مناسب امنیت کار صندوق را زیر سوال می برد که در سالهای بعد با کمک معاونت فرهنگی دانشجویی آن زمان مکان مناسبی برای فعالیتهای صندوق در اختیارمان قرار گرفت و صندوق به طور جدی کار خود را آغاز کرد و به ترتیب شعبههای کوی، پرستاری و توان بخشی دانشگاه هم تاسیس کردیم.
6- َآیا به خاطر دارید اولین وامی را که دادید به چه دانشجویی بود و چه نوع وامی به او دادید؟
اولین وامی که من دادم وام ضروری دانشجویی با مبلغ بیست هزار تومان بود که به یک دانشجوی پزشکی اعطاء کردم و باز پرداخت آن ده قسط دو هزار تومانی بود.
7- از احساس خود در آن زمان برایمان بگویید؟
من نمی توانم احساسم را در چند جمله برایتان بگویم ولی شما در نظر بگیرید یک جوان 18 ساله که تازه وارد بزرگترین دانشگاه کشور شده و در این دانشگاه به دانشجویان سال بالاتر از خودش وام می دهد خوشحالی آنها هرروز به من انرژی می داد تا برای روزبعد با شوق بیشتری به صندوق بیایم.دوستان دانشجویم آنقدر با هیجان برای باز کردن حساب اقدام می کردند که من احساس مفید بودن و نوعی بزرگی و مهم بودن میکردم. از خوشحالی دانشجویان لذت می بردم.
8- اولین خیر عضو صندوق چه کسی بود ؟ آیا هنوز هم با صندوق در ارتباط است؟
زمانی که هیأت مدیره صندوق تصمیم به جذب منابع مالی از بین دانشگاهیها گرفت نامهای تهیه کردیم و برای تمامی اساتید دانشگاه فرستادیم در جواب نامه ما گروهی از اساتید اعلام آمادگی کردند که نام دو تن از آنها را به خاطر دارم، آقایان دکتر شریعتتربقان و دکتر جمالیزواره که از اساتید دانشکده پزشکی بودند که با هماهنگی با حسابداری دانشگاه ماهانه مبلغی از حقوق ایشان کسر و به صورت چک در وجه حساب صندوق واریز میشد. در مورد این که ایشان هنوز با صندوق در ارتباط هستند باید بگویم که دکتر شریعت تربقان چند سال پیش بازنشسته شدند و دیگر ارتباطی با ما ندارند ولی دکتر جمالیزواره هنوز با صندوق همکاری دارند و از اعضای هیأت امنای صندوق هستند.
9- آیا دانشجویی بوده که در دوران دانشجویی از شما وام گرفته باشد و اکنون جزء لیست خیرین شما باشد.
بله، تعداد آنها کم نیست. بودند عزیزانی که در دوران دانشجویی از خدمات صندوق بهره برده و بعد از
فارغ التحصیلی ارتباطشان را با ما حفظ کردند و خودشان جزء خیرین و حامیان فعال صندوق قرار گرفتند که من از بیان اسامی آنها خودداری می کنم چرا که شاید راضی نباشند نامی از آنها برده شود.
11- آیا صحبتی برای دانشجویان و خیرین دارید؟
در این مورد من از خودم چیزی ندارم که بگویم و فقط به فرمایش امام صادق(ع) اکتفا میکنم. ایشان
می فرمایند؛ "بر در بهشت نوشته است ثواب صدقه 10 برابر و ثواب قرض الحسنه 18 برابر است". زیرا قرض الحسنه فرد را وادار میکند که برای باز گرداندن پول تلاش کند. شاید کسی باشد که بخواهد مبلغی هر چند اندک به کسی بدهد ولی شخص محتاج را نمیشناسد صندوق میتواند کانال خوبی برای ارتباط بین دانشجویان نیازمند و خیرین باشد. بارها شنیده ام از کسانی که عضو صندوق شده و حساب قرض الحسنهای افتتاح کرده اند که از روزی که با نیت خیر دست به چنین کاری زدهاند، برکت فراوانی به زندگی شان وارد شده است.
12- آیا به نظر شما افتتاح صندوق یک کارآفرینی است؟
به نظر من صندوق با نیت کمک به دانشجویان نیازمند تاسیس شد و تمامی امور آن را خود دانشجویان انجام میدادند و بعد از فارغ التحصیلی هم جذب بازار کار میشدند و ورودیهای جدید دانشگاه کار آنها را ادامه میدادند. یعنی صندوق با نیت اشتغالزایی برای افراد خاصی یا کسب درآمد تأسیس نشده است ولی خوب شاید بتوان گفت ایده تأسیس صندوق و یا تعاونی در دانشگاه و توسط دانشجویان می تواند طرح خوبی برای اشتغالزایی، کارآفرینی و کسب درآمد باشد.
پایان